![]() |

بـرای سرکشـی بـه قسمـت انبـار رفتـه بـود ،رییـس انبـار کـه او را نمیشناخـت
مـورد خطاب قـرار داده بودش که با ایستادن و نگاه کـردن کاری از پیـش نمـیرود.
او هـم دسـت به کـار شده بود و حسـابی کمـک کـرده بـود بعد از ظهر رئیس انبار
از اطرافیان او پرسـید کـه سـربازکـدام دسـته است ؟!با فـرمانده اش صحبـت کنـید
کـه او را بـه انبـار منتقـل کنـد خبـر نـداشت کـه او حـاج حسیـن خـرازی فـرمانده
لشـکر امـام حسـین (ع) اسـت . . .

نظرات شما عزیزان:

اولش فکر کردم زبون تیزی داری ولی دیدم حاصل بی تجربگیته معذرت میخوام ولی
با این کارا چند نفره دیگه را هم از اسلام متنفر میکنی
:: موضوعات مرتبط: شهیدان، ،

